پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

رباعیات

از مجموعه اشعار باباافضل کاشانی

۰
دسته‌بندی
۱۹۲
شعر

فهرست اشعار

رباعی شمارهٔ ۱

گر با توام از تو جان دهم آدم را از نور تو روشنی دهم عالم را چون بی تو شوم قوت آنم نبود کز سینه به کام دل برآرم دم را

۱

رباعی شمارهٔ ۲

اندوه تو دلشاد کند هر جان را کفر تو دهد تازگی ای ایمان را دل راحت وصل تو مبیناد دمی با درد تو گر طلب کند درمان را

۲

رباعی شمارهٔ ۳

دل سیر نشد از کم و از بیش تو را با آن که منازل است در پیش تو را عذرت نپذیرند گهِ مرگ، از آنک بسیار بگفته اند در پیش تو ر…

۳

رباعی شمارهٔ ۴

در کار کش این عقل به کار آمده را تا راست کند کار به هم برزده را از نقش خیال در دلت بتکده ایست بشکن بت و کعبه ساز این بتک…

۴

رباعی شمارهٔ ۵

بی آن که به کس رسید زوری از ما یا گشت پریشان، دلِ موری از ما بی هیچ برآورد به صد رسوایی شوریده سر زلف تو، شوری از ما

۵

رباعی شمارهٔ ۶

ای دل تو ز هیچ خلق یاری مطلب وز شاخ برهنه سایه داری مطلب عزت ز قناعت است و خواری ز طمع با عزت خود بساز و خواری مطلب

۶

رباعی شمارهٔ ۷

آبی که به روزگار بندد کیمُخت تو گه پسرش نام نهی، گاهی دخت خانی شد و پندار در او رخت نهاد دیگی شد و امید در او سودا پخت

۷

رباعی شمارهٔ ۸

گر بر فلکی به خاک باز آرندت ور بر سر نازی، به نیاز آرندت فی الجمله حدیث مطلق از من بشنو آزار مجوی تا نیازارندت

۸

رباعی شمارهٔ ۹

باشد که ز اندیشه و تدبیر درست خود را به در اندازم از این واقعه چست کز مذهب این قوم ملالم بگرفت هر یک زده دست عجز بر صحبت…

۹

رباعی شمارهٔ ۱۰

تا گوهر جان در صدف تن پیوست وز آب حیات گوهری صورت بست گوهر چو تمام شد، صدف را بشکست بر طرف کله گوشهٔ سلطان بنشست

۱۰
۱/۲۰