غزلیات
از مجموعه اشعار آذر بیگدلی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
گفتی که دلت از عشق پیوسته غمین بادا تا بوده چنین بوده، تا باد چنین بادا! از نالهی من ای گل، آشفته مکن سنبل گو پرده درد …
شمارهٔ ۲
دور از تو جان سپردن، دشوار بود ما را گر بیتو زنده ماندیم، معذور دار ما را من بیگناهم، اول جرمی بگو و آنگه خونم بریز؛ کآخ…
شمارهٔ ۳
روزی نگهی افتاد، بر روی کسی ما را؛ ز آن روز نشد مایل دل سوی کسی ما را گویند که: فردا شب باشد شب عید، اما امشب بگمان افگن…
شمارهٔ ۴
کنم شبها ازین پس پاسبانی پاسبانش را نهان از من شبی بوسد مبادا آستانش را گذارم سر بپا، هر روز و هر شب پاسبانش را باین تقر…
شمارهٔ ۵
مرده بودم از غمت، بر سر رسیدی دی مرا؟ من ندیدم گر تو را، شادم که تو دیدی مرا خون خود بخشیدمت، کز رشک وقت کشتنم؛ غیر چون …
شمارهٔ ۶
درد دل گویم و، بر طبع گران است تو را چه کنم؟! گوش به حرف دگران است تو را! مکن انکار دلم این همه، انگار که رفت؛ وز پیش دی…
شمارهٔ ۷
کی بود کی، رو به خاک آستان آرم تو را؟ نقد دل، با تحفهٔ جان ارمغان آرم تو را قوت پروازم ای صیاد چون سوی تو نیست آنقدر نا…
شمارهٔ ۸
دم مردن شدن دمساز چون من ناتوانی را مرا گر زنده کردی، کشتی از رشکم جهانی را درین گلشن بود جای من ای گل، بلبلم، بلبل؛ نه …
شمارهٔ ۹
هر گل که دمیده از گل ما خونی است چکیده از دل ما ما کشته ی کشته ی تو از رشک مقتول تو گشت قاتل ما بر شکوه و جور داده عادت …
شمارهٔ ۱۰
رازی که از یاران نهان، با یار گفتم بارها؛ زین پس نشاید گفتنم، کور است جز من یارها! من وصل یارم آرزو، او را بسوی غیر رو؛ …