پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزلیات

از مجموعه اشعار آذر بیگدلی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۲۰۷
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

گفتی که دلت از عشق پیوسته غمین بادا تا بوده چنین بوده، تا باد چنین بادا! از ناله‌ی من ای گل، آشفته مکن سنبل گو پرده درد …

۱

شمارهٔ ۲

دور از تو جان سپردن، دشوار بود ما را گر بیتو زنده ماندیم، معذور دار ما را من بیگناهم، اول جرمی بگو و آنگه خونم بریز؛ کآخ…

۲

شمارهٔ ۳

روزی نگهی افتاد، بر روی کسی ما را؛ ز آن روز نشد مایل دل سوی کسی ما را گویند که: فردا شب باشد شب عید، اما امشب بگمان افگن…

۳

شمارهٔ ۴

کنم شبها ازین پس پاسبانی پاسبانش را نهان از من شبی بوسد مبادا آستانش را گذارم سر بپا، هر روز و هر شب پاسبانش را باین تقر…

۴

شمارهٔ ۵

مرده بودم از غمت، بر سر رسیدی دی مرا؟ من ندیدم گر تو را، شادم که تو دیدی مرا خون خود بخشیدمت، کز رشک وقت کشتنم؛ غیر چون …

۵

شمارهٔ ۶

درد دل گویم و، بر طبع گران است تو را چه کنم؟! گوش به حرف دگران است تو را! مکن انکار دلم این همه، انگار که رفت؛ وز پیش دی…

۶

شمارهٔ ۷

کی بود کی، رو به خاک آستان آرم تو را؟ نقد دل، با تحفهٔ جان ارمغان آرم تو را قوت پروازم ای صیاد چون سوی تو نیست آن‌قدر نا…

۷

شمارهٔ ۸

دم مردن شدن دمساز چون من ناتوانی را مرا گر زنده کردی، کشتی از رشکم جهانی را درین گلشن بود جای من ای گل، بلبلم، بلبل؛ نه …

۸

شمارهٔ ۹

هر گل که دمیده از گل ما خونی است چکیده از دل ما ما کشته ی کشته ی تو از رشک مقتول تو گشت قاتل ما بر شکوه و جور داده عادت …

۹

شمارهٔ ۱۰

رازی که از یاران نهان، با یار گفتم بارها؛ زین پس نشاید گفتنم، کور است جز من یارها! من وصل یارم آرزو، او را بسوی غیر رو؛ …

۱۰
۱/۲۱