غزلیات
از مجموعه اشعار حکیم سبزواری در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
اَلا یٰا اَیُّها الْوَرقیٰ ثَریٰ تَثوِی اطْلَعِن عَنْها که اندر عالم قدسی، ترا باشد نشیمن ها قَدِ اسْتَوْکَرْتَ فی مَه…
شمارهٔ ۲
ای که پنداری که نَبوَد حشمت و جاهی ترا هست شرق و غرب عالم، ماه تا ماهی ترا از پِیَش تا چند گردی، کو به کو و دربدر رو به …
شمارهٔ ۳
تغییری ای صنم بده اطوار خویش را مپسند بر من این همه آزار خویش را هرگز نیامدی و تسلی دهم چو طفل هردم ز مقدمت دل بیمار خوی…
شمارهٔ ۴
رشتهٔ تسبیح بگسستیم ما بر میان زنار بربستیم ما جز غمت کو بود با ما همنفس در بروی جملگی بستیم ما پیشهٔ ما رندی و میخواره …
شمارهٔ ۵
دل بسته نقش چهرهٔ دلدار خویش را دارد دیار صورت دیار خویش را هم تیره طبع خاکی و هم نور نور پاک بنگر ز خویش نور خود و نار …
شمارهٔ ۶
از آن زلف پریشانیم چون سنبل پریشانها وز آن چاک گریبانیم چاک اندر گریبانها چو یک معنی که پوشانی به گوناگون عباراتی حجار…
شمارهٔ ۷
ای قد تو سرو بوستانها وی روی تو ماه آسمانها گل جیب دریده تا فتاده آوازهٔ تو به گلستانها خوبان به جهان بسی بود لیک آن …
شمارهٔ ۸
گرفته سبزه و گل روی صحرا سقاک اللّه ساقی هات خمراً ز هجرانت بسوزیم و بسازیم لعل اللّه یحدث بعد امراً وفا در عهد حسنت گشت…
شمارهٔ ۹
ای نام خوش تو بر زبانها وی یاد تو زینت بیانها از مهر رخت چو ذره هستند در رقص و سماع آسمانها مرغان ترانهسنج خوانند و…
شمارهٔ ۱۰
تا جان بتن آید بیا احوالپرس این خسته را تا دل گشاید برگشا آن پستهٔ لب بسته را آن سبزهٔ نورسته را تا دیدمی رستم زدین پیوس…