پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۲ - از تغزلات

از عسجدی مروزی در اشعار باقیمانده

عسکری شکر بود تو گو بیا می‌شکرم
ای نموده ترش روی ار جا بد این شوخی ترا
از که آمختی نهادن شعرهائی شوخ چم
گر برستی شاعران هرگز نبودی آشنا
کشه بر بندی گرفتی در گدائی سرسری
از تبار خود که دیدی کشه‌ای بر بنددا
هر زمان از نفغ تو ای زاده سگ بترکم
تا شنیدم من که از من می‌نهی شعر و نوا
پل به کوش اندر بکفت و آبله شد کابلیج
از بسی غم‌ها ببسته عمر گل پا را به پا

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید