اشعار باقیمانده
از مجموعه اشعار عسجدی مروزی
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱ - از مدایح
بامید قبولت بکر فکرم چو بهر یوسف مصری زلیخا بانواع نفایس خویشتن را بسان نوعروسی کرده آسا کسی کز خدمتت دوری کند هیچ برو د…
شمارهٔ ۲ - از تغزلات
عسکری شکر بود تو گو بیا میشکرم ای نموده ترش روی ار جا بد این شوخی ترا از که آمختی نهادن شعرهائی شوخ چم گر برستی شاعران …
شمارهٔ ۳ - از قطعات
کوس تو اندر خوردنی، هر روزگار اندر منه باد برگست و قفا سفت و سیل و عصا؟
شمارهٔ ۴ - آفتاب
رحمتی کن پرده از رخ برمیفکن زینهار تا نگردد بعد چندین روز رسوا آفتاب سالها شد تا ببوی لعل و یاقوت لبت رنگ می آمیزد اندر …
شمارهٔ ۵ - خد و لب و دندان معشوق
بخد و آن لب و دندانش بنگر که همواره مرا دارند در تاب یکی همچون پری در اوج خورشید یکی چون شایورد از گرد مهتاب
شمارهٔ ۶ - در سخای ممدوح گوید
با سرشگ سخای او کس را ننماید بزرگ رود فرب یاد کرد از لطیف طبعش بحر گشت پر در و عنبر اشهب باگران حلمش آشنا شد کوه شد مکان…
شمارهٔ ۷ - تعریف شمع
بر من آمد و آورد و بر فروخته شمع چو طبع مرد نشاطی چو جان مرد لبیب نبود زهره به لطف هوا به شکل شهاب به شبه نیزه به لون قل…
شمارهٔ ۸ - در صفت جود ممدوح
به بخشش کف او ساعتی وفا نکند اگر ستاره درم گردد و فلک ضراب
شمارهٔ ۹ - وله
پیش او کی شوند باز سپید چون تذروان سرخ و چون سرخاب
شمارهٔ ۱۰ - تغزل
برخیز و برافروز هلا قبله زردشت بنشین و برافکن شکم قاقم بر پشت بس کس گرویدند بزردشت، کنون باز ناکام کند روی سوی قبله زردش…