غزلیات
از مجموعه اشعار اسیری لاهیجی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
ای عشق تو آتش زده در خرمن جانها وز سوز غمت سوخته دلها و روانها خون شد دل عشاق ز دست الم عشق شرح غم عشق تو برونست ز بی…
شمارهٔ ۲
یا غایة المقاصد یا منتهی المنی یا اجمل المجامل یا اکمل الوری کان المراد ذاتک من خلق عالم لو لم تکن لما خلق الارض و السما…
شمارهٔ ۳
ای ماه برون آمده از مشرق بطحا تابان ز رخت شعشعه نور تجلی خورشید جهانی ز تو روشن همه عالم انوار الهی ز جبین تو هویدا از پ…
شمارهٔ ۴
از خود فنا نگشته نیابی بحق بقا فانی شدن ز خویش بود حال اولیا تا نقش غیر پاک نشویی ز لوح دل کی در حریم وصل شود جانت آشنا …
شمارهٔ ۵
وقت نماز ز عشق شنیدم عجب ندا قد اذن الموئذن حیوا علی الفنا ای دل بذوق زهر فنا نوش و غم مخور بعدالفناء قد تجدالعز والبقا …
شمارهٔ ۶
برابر طور عشق ای دل ببین نور تجلی را که تا بیخود شوی از خود بدانی طور و موسی را مرا دعوت مکن واعظ بحوران از قصور خود که …
شمارهٔ ۷
اگر از چهره ذاتش برافتد برده اسما ز تاب پرتو حسنش فنا گردد همه اشیا ز جام باده عشقش همه ذرات سرمستند گرفت آفاق ازین معنی…
شمارهٔ ۸
تا نقاب از مه رخسار تو برداشت صبا یافت از پرتو حسن تو جهان نور و صفا از تجلی جمال تو دل و جان جهان مست و لایعقل و شیداست…
شمارهٔ ۹
عاشق و رند و بیخودم تن تللا تلا تلا مست شراب سرمدم تن تللا تلا تلا ساقی جام وحدتم مست مدام حیرتم نیست خبر ز کثرتم تن تلل…
شمارهٔ ۱۰
پیش از بنای دیر جهان دیر سالها با دوست بودهایم به انواع حالها سرخوش ز جام وصل و در آغوش یار خود بودیم بیجفای رقیب و …