پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزل شمارهٔ ۳۰۵

از انوری ابیوردی در دیوان اشعار - غزلیات

گرد ماه از مشک خرمن می‌زنی
واتش اندر خرمن من می‌زنی
پردهٔ شب را بدین زودی چرا
بر فراز روز روشن می‌زنی
من ز سودای تو بر سر می‌زنم
تو نشسته فارغ و تن می‌زنی
ای ببردستی بطراری ز من
من ندانستم که این فن می‌زنی
آستین بشکرده‌ای بر کشتنم
طبل خود در زیر دامن می‌زنی
تیر مژگان را بگو آهسته‌تر
کو نه اندر روی دشمن می‌زنی
بوسه‌ای من بر کف پایت دهم
مدتی آن بر سر من می‌زنی

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید