پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزلیات

از مجموعه اشعار انوری ابیوردی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۳۲۱
شعر

فهرست اشعار

غزل شمارهٔ ۱

بیا ای جان، بیا ای جان، بیا فریاد رس ما را چو ما را یک نفس باشد، نباشی یک نفس ما را ز عشقت گرچه با دردیم و در هجرانت اند…

۱

غزل شمارهٔ ۲

جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم تو را ور قصدِ آزارم کنی هرگز نیازارم تو را زین جور بر جانم کنون، دست از جفا شستی به…

۲

غزل شمارهٔ ۳

ای کرده خجل بتان چین را بازار شکسته حور عین را بنشانده پیاده ماه گردون برخاسته فتنهٔ زمین را مگذار مرا به ناز اگر چند خو…

۳

غزل شمارهٔ ۴

ای کرده در جهان غم عشقت سمر مرا وی کرده دست عشق تو زیر و زبر مرا از پای تا به سر همه عشقت شدم چنانک در زیر پای عشق تو گم…

۴

غزل شمارهٔ ۵

تا بود در عشق آن دلبر گرفتاری مرا کی بود ممکن که باشد خویشتن‌داری مرا سود کی دارد به طراری نمودن زاهدی چون ز من بربود آن…

۵

غزل شمارهٔ ۶

گر باز دگرباره ببینم مگر او را دارم ز سر شادی، بر فرقِ سر او را با من چو سخن گوید جز تلخ نگوید تلخ از چه سبب گوید چندین …

۶

غزل شمارهٔ ۷

از دور بدیدم آن پری را آن رشک بتان آزری را در مغرب زلف عرض داده صد قافله ماه و مشتری را بر گوشهٔ عارض چو کافور برهم زده …

۷

غزل شمارهٔ ۸

جانا به جان رسید ز عشق تو کار ما دردا که نیستت خبر از روزگار ما در کار تو ز دست زمانه غمی شدم ای چون زمانه بد، نظری کن ب…

۸

غزل شمارهٔ ۹

ای غارت عشق تو جهان‌ها بر باد غم تو خان و مان‌ها شد بر سر کوی لاف عشقت سرها همه در سر زبان‌ها در پیش جنیبت جمالت از جسم …

۹

غزل شمارهٔ ۱۰

ای از بنفشه ساخته گلبرگ را نقاب وز شب تپانچه‌ها زده بر روی آفتاب بر سیم ساده بیخته از مشک سوده‌گرد بر برگ لاله ریخته از …

۱۰
۱/۳۳