غزلیات
از مجموعه اشعار انوری ابیوردی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
غزل شمارهٔ ۱
بیا ای جان، بیا ای جان، بیا فریاد رس ما را چو ما را یک نفس باشد، نباشی یک نفس ما را ز عشقت گرچه با دردیم و در هجرانت اند…
غزل شمارهٔ ۲
جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم تو را ور قصدِ آزارم کنی هرگز نیازارم تو را زین جور بر جانم کنون، دست از جفا شستی به…
غزل شمارهٔ ۳
ای کرده خجل بتان چین را بازار شکسته حور عین را بنشانده پیاده ماه گردون برخاسته فتنهٔ زمین را مگذار مرا به ناز اگر چند خو…
غزل شمارهٔ ۴
ای کرده در جهان غم عشقت سمر مرا وی کرده دست عشق تو زیر و زبر مرا از پای تا به سر همه عشقت شدم چنانک در زیر پای عشق تو گم…
غزل شمارهٔ ۵
تا بود در عشق آن دلبر گرفتاری مرا کی بود ممکن که باشد خویشتنداری مرا سود کی دارد به طراری نمودن زاهدی چون ز من بربود آن…
غزل شمارهٔ ۶
گر باز دگرباره ببینم مگر او را دارم ز سر شادی، بر فرقِ سر او را با من چو سخن گوید جز تلخ نگوید تلخ از چه سبب گوید چندین …
غزل شمارهٔ ۷
از دور بدیدم آن پری را آن رشک بتان آزری را در مغرب زلف عرض داده صد قافله ماه و مشتری را بر گوشهٔ عارض چو کافور برهم زده …
غزل شمارهٔ ۸
جانا به جان رسید ز عشق تو کار ما دردا که نیستت خبر از روزگار ما در کار تو ز دست زمانه غمی شدم ای چون زمانه بد، نظری کن ب…
غزل شمارهٔ ۹
ای غارت عشق تو جهانها بر باد غم تو خان و مانها شد بر سر کوی لاف عشقت سرها همه در سر زبانها در پیش جنیبت جمالت از جسم …
غزل شمارهٔ ۱۰
ای از بنفشه ساخته گلبرگ را نقاب وز شب تپانچهها زده بر روی آفتاب بر سیم ساده بیخته از مشک سودهگرد بر برگ لاله ریخته از …