پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزل شمارهٔ ۱۱۷

از انوری ابیوردی در دیوان اشعار - غزلیات

درد تو دلا نهان نماند
اندوه تو جاودان نماند
از عشق مشو چنین شکفته
کان روی نکو چنان نماند
آوازهٔ تو فرو نشیند
وز محنت تو نشان نماند
گر با همه کس چنین کند دل
یک دلشده در جهان نماند
از درد تو دل نماند و بیمست
کز بی‌رحمیت جان نماند
از کار جهان کرانه‌ای دل
کازار درین میان نماند
آن سود بسم که تو بمانی
بل تا همه سو زیان نماند

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید