پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

قطعات

از مجموعه اشعار ظهیر فاریابی

۰
دسته‌بندی
۱۰۷
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

خدایگان جهان مالک رقاب امم تویی که هست زبان تو ترجمان قضا نهد مجاهز خلق تو از نفایس عطر هزارگونه بضاعت در آستین صبا ز تن…

۱

شمارهٔ ۲

ای خسروی که از رخ دوشیزگان غیب هر لحظه دست فکرت تو در کشد نقاب در عرض گاه زینت بزم تو فی المثل طاووس وقت جلوه نماید کم ا…

۲

شمارهٔ ۳

عالی رضی دین تویی آن شمع دل که هست لفظ شکرفشان تو پیرایه صواب با شمع دولت تو بر افروخت روزگار درکام آرزو چو شکر گشت صبر …

۳

شمارهٔ ۴

خدایگانا شاگرد رای توست قضا ادب نباشد اگر بگذرد ز حکم ادیب ز چوب منبر خشک از نشاط گل بدمد نسیم نام تو چون بگذرد به لفظ خ…

۴

شمارهٔ ۵

ای تو را در وجوه شمع و شکر نقد هر کیسه کاسمان بر دوخت چشم گردون ندید روی وجود تا قضا شمع دولتت بفروخت هین که پروانه های …

۵

شمارهٔ ۶

ای سینه روزگار پر جوش از آتش تیغ آبدارت هرچ از لب آرزو برآید ایام نهاده در کنارت در مدت عمر نارسیده خورشید دو اسبه در غب…

۶

شمارهٔ ۷

ای قبای سپهر آمده تنگ از چه؟ از رشک حلقه کمرت زلف جاروب کرده زهره و ماه تا بروبند خاک رهگذرت روی تو هر طرف که می آری هم …

۷

شمارهٔ ۸

حامی ملک سعد دولت و دین چرخ در سایه حمایت توست صحف آمال و نسخه ارزاق تا ابد در کف کفایت توست کرم شاه کار خویش بکرد بعد ا…

۸

شمارهٔ ۹

ای خسروی که رایت جاه و جلال تو سر بر محیط عالم علوی فراشته ست گردون مظلّه ای ست که در عرصه وجود عصمت همیشه بر سر مُلکت ب…

۹

شمارهٔ ۱۰

بدر دین حاکم آفاق مبارک تویی انک گلبن ملک ز تو تازه و تر بشکفته ست آستین کرمت بی غرض دنیاوی صد ره از روی جهان گرد حوادث …

۱۰
۱/۱۱