قطعات
از مجموعه اشعار ظهیر فاریابی
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
خدایگان جهان مالک رقاب امم تویی که هست زبان تو ترجمان قضا نهد مجاهز خلق تو از نفایس عطر هزارگونه بضاعت در آستین صبا ز تن…
شمارهٔ ۲
ای خسروی که از رخ دوشیزگان غیب هر لحظه دست فکرت تو در کشد نقاب در عرض گاه زینت بزم تو فی المثل طاووس وقت جلوه نماید کم ا…
شمارهٔ ۳
عالی رضی دین تویی آن شمع دل که هست لفظ شکرفشان تو پیرایه صواب با شمع دولت تو بر افروخت روزگار درکام آرزو چو شکر گشت صبر …
شمارهٔ ۴
خدایگانا شاگرد رای توست قضا ادب نباشد اگر بگذرد ز حکم ادیب ز چوب منبر خشک از نشاط گل بدمد نسیم نام تو چون بگذرد به لفظ خ…
شمارهٔ ۵
ای تو را در وجوه شمع و شکر نقد هر کیسه کاسمان بر دوخت چشم گردون ندید روی وجود تا قضا شمع دولتت بفروخت هین که پروانه های …
شمارهٔ ۶
ای سینه روزگار پر جوش از آتش تیغ آبدارت هرچ از لب آرزو برآید ایام نهاده در کنارت در مدت عمر نارسیده خورشید دو اسبه در غب…
شمارهٔ ۷
ای قبای سپهر آمده تنگ از چه؟ از رشک حلقه کمرت زلف جاروب کرده زهره و ماه تا بروبند خاک رهگذرت روی تو هر طرف که می آری هم …
شمارهٔ ۸
حامی ملک سعد دولت و دین چرخ در سایه حمایت توست صحف آمال و نسخه ارزاق تا ابد در کف کفایت توست کرم شاه کار خویش بکرد بعد ا…
شمارهٔ ۹
ای خسروی که رایت جاه و جلال تو سر بر محیط عالم علوی فراشته ست گردون مظلّه ای ست که در عرصه وجود عصمت همیشه بر سر مُلکت ب…
شمارهٔ ۱۰
بدر دین حاکم آفاق مبارک تویی انک گلبن ملک ز تو تازه و تر بشکفته ست آستین کرمت بی غرض دنیاوی صد ره از روی جهان گرد حوادث …