پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

رباعیات

از مجموعه اشعار رشیدالدین وطواط

۰
دسته‌بندی
۴۳
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱ - در مدح ملک اتسز

ای همت تو تاخته بر گردون اسب هر مدح ، که گویند ، تو را باشد حسب تو شاه جهانی و جهان جمله تو راست یک نیمه به میراث و دگر …

۱

شمارهٔ ۲ - در شکوه

آن دست زنان و پای کوبان پیوست زین پیش گذشتن من از کوی تو هست آن دست مرا کنون بر آورد از پای و آن پای مرا کنون در افگند ز…

۲

شمارهٔ ۳ - در تغزل

چون فندق مهر تو دهانم بربست بار غم تو چو گوژ پشتم بشکست هر تیر ، که از چشم چو بادام تو جست در خسته دلم چو مغز در پسته نش…

۳

شمارهٔ ۴ - در تغزل

معشوقه دلم به تیر اندوه بخست حیران شدم و کسم نمی‌گیرد دست مسکین تن من به پای محنت شد پست دست غم دوست پشت من خرد شکست

۴

شمارهٔ ۵ - در تغزل

با عیب خریدی تو مرا روز نخست امروز اگر رد کنیم ، عیب از تست گر دوست همی در خور خود خواهی جست پس دست بباید از همه گیتی شس…

۵

شمارهٔ ۶ - سلطان تکش بن اتسز در دوشنبه ۲۲ربع الاخر سنۀ ۵۶۸ در خوارزم بر تخت نشست رشید این رباعی بر وی بخواند

جدت ورق زمانه از ظلم بشست عدل پدرت شکستگی کرد درست ای بر تو قبای سلطنت آمده چست هان ! تا چه کنی ؟ که نوبت دولت تست

۶

شمارهٔ ۷ - در مدح وزیر

شطرنج وزارت تو فرزین طلبست کمتر کرم تو واری ذهبست در پیش تو شاه، رخ نهادم ببساط از اسب پیاده ماندنم زین سببست

۷

شمارهٔ ۸ - در تغزل

آن دلبر ماهرخ ، که جانان منست بر من به عزیزی چو دل و جان منست اندر دل من نشسته باشد پیوست مقبل تر ازین دل نبود کآن منست

۸

شمارهٔ ۹ - در مدح کمال الدین

عنوان ظفر نام کمال الدین است مقصود جهان کام کمال الدین است هر جا که یکی صاحب فضل است امروز در سایهٔ انعام کمال الدین است

۹

شمارهٔ ۱۰ - در تغزل

چشمی دارم ، همه پر از صورت دوست با دیده مرا خوش است ، چون دوست در اوست از دیده و دوست فرق کردن نه نکوست یا اوست بجای دید…

۱۰
۱/۵