قصاید
از مجموعه اشعار رشیدالدین وطواط
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱ - در مدح وزیر ضیاءالدین عراق بن جعفر
ای بر مراد رأی تو ایام رامضا بسته میان بطاعت فرمان تو قضا از جاه تو گرفته سیادت بسی شرف وز فر تو فزوده وزارت بسی بها خلق…
شمارهٔ ۲ - در مدح ملک اتسز و حسب حال خود
ای جاه تو فراخته اعلام کبریا صافیست اعتقاد تو از کبر و از ریا در عقد ملک در جلال تو واسطه در چشم فتح گرد براق تو توتیا د…
شمارهٔ ۳ - در مدح علاء الدوله ابوالمظفر نصرة الدین اتسز و لزوم آسمان و زمین در هر بیتی
ای زمین را از رخت ، چون آسمان ، فرو بها بوسه ای را از لبت ملک زمین زیبد بها یک زمان دو زلف را زان روی چون مه دور کن تا ز…
شمارهٔ ۴ - در مدح شمس الدین ابوالفتح محمد بن علی وزیر
ای صورت سیادت و ای مایهٔ سخا بر تو بی نفاق و عطای تو بی ریا از طبع تو فروخته شد آیت هنر وز کف تو فراخته شد رأیت سخا چرخ …
شمارهٔ ۵ - در مدح ملک نصر الدین اتسز
ای طلعت تو نیکو وی قامت تو زیبا زلفین تو چون عنبر، رخسار تو چون دیبا از ماه سما دارای افروخته تر چهره وز سرو سهی دارای ا…
شمارهٔ ۶ - در مدح علاء الدوله اتسز
بهار جان فزا آمد جهان شد خرم و زیبا بباغ راه گستردند فرش حله و دیبا بباغ اندر بنفشه شد چو قد بیدلان چفته بباغ اندر شکوفه…
شمارهٔ ۷ - در ستایش افضلالدّین خاقانی
ز دور جنبش این چرخ سیمگون سیما چو سیم و زر شده گیر اشک ما و چهرهٔ ما شود چو سیم و زر اشک این و چهرهٔ آن که هست شعبدهٔ چر…
شمارهٔ ۸ - نیز در مدیحه گوید
زهی! از آدم و حوا نگشته چون تویی پیدا ز تو در خلد آسوده روان آدم و حوا مفاخر بر درت واقف، معالی بر تنت عاشق فضایل در دل…
شمارهٔ ۹ - هم او راست و اعجاز ابیات دو بیت دوبیت مجانست
زهی! دشمنت از طرب بینوا زده چرخ در مدحت تو نوا هدی یافته از جلالت جمال جهان ساخته از نوالت نوا معانی بلفظ تو یابد شرف مع…
شمارهٔ ۱۰ - نیز در مدیحه گوید
زهی از امر و نهی تو نظامی دین دنیا را خهی ! از حل و عقد تو قوامی مجد علیا را ثبات هضم تو داده سکون میدان عغبر را نظام تو…