پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

باب هفتم

از مجموعه اشعار سعدالدین وراوینی در مرزبان‌نامه

۰
دسته‌بندی
۸
شعر

فهرست اشعار

در شیر و شاه پیلان

ملک‌زاده گفت‌: آورده‌اند که به زمینی که موطنِ پیلان و معدنِ گوهرِ ایشان است، پیلی پدید آمد عظیم‌هیکل‌، جسیم‌پیکر‌، مهیب‌…

۱

داستانِ دیوانه با خسرو

هنج گفت‌: شنیدم که خسرو را فرزندی دلبندِ جان و پیوندِ دل بود، ناگاهش از کنارِ او درربودند و تندبادِ اجل آن شکوفهٔ شاخ ام…

۲

داستانِ پادشاه با منجّم

شهریار گفت‌: شنیدم که به‌زمینِ بابِل رسمی قدیم بود و قاعده‌ای مستمرّ که زمامِ عزل و تولیتِ پادشاه به‌دستِ رعیّت بودی. هر…

۳

داستان سوار نخچیر‌گیر

روباه گفت : شنیدم که جوانی بود شکار دوست چابک‌سوار که اگر عنان رها کردی، گویِ مسابقت از وهم بربودی و ادراک در گردِ گامِ …

۴

داستان شتر با شتربان

روباه گفت که مردی شتربان شتری بارکش داشت. هر روز از نمک‌زار خرواری نمک بر پشت او نهادی و بشهر آوردی فروختن را. روزی بچشم…

۵

داستانِ موشِ خایه‌دزد با کدخدای

روباه گفت : شنیدم که کدخدائی بود درویش، تنگ‌حال ؛ ناسازگاری و فظاظت بر خویِ او غالب. زنی داشت بعفّت و رزانت و انواعِ دیا…

۶

جواب نوشتن نامهٔ شیر و لشکر کشیدنِ پیل و در عقب رفتن جنگ را

شاهِ پیلان چون مضمونِ نامه بر خواند و بر مکنونِ ضمیرِ خصم وقوف یافت، هفت اعضاءِ او از عداوت و بغضا ممتلی شد و مادّهٔ سود…

۷

مصافِ پیل و شیر و نصرت یافتنِ شیر بر پیل

پس شیر مثال داد تا در دامنِ کوهی که پشتیوانِ شیران بود، جویهایِ متشابک در یکدیگر کندند و چند میل زمینِ هامونرا شکستگیها …

۸