پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

باب چهارم

از مجموعه اشعار سعدالدین وراوینی در مرزبان‌نامه

۰
دسته‌بندی
۶
شعر

فهرست اشعار

در دیوِ گاو پای و دانایِ دینی

ملک زاده گفت: در عهودِ مقدّم و دهور متقادم دیوان که اکنون روی در پردهٔ تواری کشیده‌اند و از دیدهای ظاهربین محجوب گشته، آ…

۱

داستانِ پسرِ احولِ میزبان

دستور گفت : شنیدم که وقتی مردی بود جوانمرد پیشه ، مهمان پذیر ، عنان‌گیر، کیسه پرداز، غریب نواز؛ همه اوصافِ حمیده ذاتِ او…

۲

داستانِ مردِ مهمان با خانه خدای

دستور گفت: شنیدم که برزیگری بود، شبی از شبهایِ زمستان که مزاجِ هوا افسرده بود و مفاصلِ زمین درهم افشرده، سیلان از مدامعِ…

۳

داستانِ موش و مار

گاوپای گفت: شنیدم که وقتی موشی در خانهٔ توانگر‌ی خانه گرفت و از آنجا دری در انبار برد و راهی به باغ کرد و مدت‌ها به فراغ…

۴

داستانِ بزورجمهر با خسرو

دستور گفت: شنیدم که بزورجمهر بامداد بخدمت خسرو شتافتی و او را گفتی: شب‌خیز باش تا کام‌روا باشی. خسرو بحکم آنک بمعاشرت و …

۵

مناظرهٔ دیو گاوپای با دانای دینی

روز دیگر که سلاثهٔ صبحِ بام از مشیمهٔ ظلام بدر آمد و کلالهٔ شام از بناگوشِ سحر تمام باز افتاد، گاوپای با خیلِ شیاطین بحو…

۶