غزلیات
از مجموعه اشعار وحدت کرمانشاهی
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
ای دوست مرانم ز در خویش خدا را کز پیش نرانند شهان خیل گدا را باز آی که تا فرش کنم دیده به راهت حیف است که بر خاک نهی آن …
شمارهٔ ۲
بگوی زاهد خودبین بادپیما را که درد باده رهانید از خودی ما را کسی که پا و سری یافت در دیار فنا گزید خدمت رندان بی سر و پا…
شمارهٔ ۳
دل بی تو تمنا نکند کوی منا را زیرا که صفایی نبود بی تو صفا را چون حسن و جمال تو بود موهبت از حق دیدار تو توجیه کند روز ل…
شمارهٔ ۴
آتش عشقم بسوخت خرقه طامات را سیل جنون در ربود رخت عبادات را مسئله عشق نیست درخور شرح و بیان بِه که به یکسو نهیم لفظ و عب…
شمارهٔ ۵
یا میکده را دربند این رند شرابی را یا چشم بپوش امشب مستی و خرابی را تا گرد وجودم را بر باد فنا ندهد از دست نخواهد داد ای…
شمارهٔ ۶
بر باد فنا تا ندهی گرد خودی را هرگز نتوان دید جمال احدی را با خود نظری داشت که بر لوح قلم زد کلک ازلی نقش جمال ابدی را ج…
شمارهٔ ۷
تا نشوئید به می دفتر دانایی را نتوان پای زدن عالم رسوایی را سرنوشت ازلی بود که داغ غم عشق جای دادند به دل لاله صحرایی را…
شمارهٔ ۸
از باده مست گشت بت میپرست ما آمد چه خوب فرصت وصلش به دست ما ما بر امور انفس و آفاق قادریم لیکن قضاست مسئله پایبست ما ه…
شمارهٔ ۹
گردون چو زد لوای ولایت به بام ما سامان گرفت شرع پیمبر به نام ما در نعت این بس است که روحالامین پاک آرد سلام بارو رساند …
شمارهٔ ۱۰
لبریز تا ز باده نگردید جام ما در نامه عمل ننوشتند نام ما ما خود خراب و مست شرابیم و محتسب نبود خبر ز مستی شرب مدام ما دا…