پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

رباعیات

از مجموعه اشعار واعظ قزوینی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۱۳۳
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

بی رخصت دل زبان بگفتن مگشا انگشت زبانست ترا عیب نما گردد ز سخن نقص سخنگو ظاهر ز آواز شود شکست چینی پیدا

۱

شمارهٔ ۲

افگند ز پای، ضعف پیری ما را از دست ستد، پای جهان پیما را می برد مرا براه، پا تا امروز من بعد، براه می برم من پا را

۲

شمارهٔ ۳

نرمی، ز سر تو واکند غوغا را سازد عاجز، ملایمت اعدا را نرمان، آزار از درشتان نکشند از سنگ چه نقص پنبه مینا را؟!

۳

شمارهٔ ۴

کاهید ز عشق تو تن و جان ما را آمد شد ناله گشت سوهان ما را دور از گل رخسار تو گویی تن زار خاریست فتاده در گریبان ما را

۴

شمارهٔ ۵

تا کام دهی، نفس بخود معجب را گردی شب و روز مشرق و مغرب را کرد است ترا اسیر، نفس سگ تو کس دیده که سگ مرس کند صاحب را؟

۵

شمارهٔ ۶

دایم نبود جوانی ایام ترا صبح پیریست در پی، این شام ترا فرداست که در دفتر ایام، اجل از قامت خم حلقه کند نام ترا

۶

شمارهٔ ۷

بر نقش جهان که راه زد جاهل را تا چند کنی محو تماشا دل را؟! گر دیده عبرت بگشایی، کافیست یک مد نظر این ورق باطل را

۷

شمارهٔ ۸

در خانه، فراش و متکا نیست مرا فرشی جز نقش بوریا نیست مرا ز اسباب ضیافت عزیزان چو حباب در خانه بجز آب و هوا نیست مرا!

۸

شمارهٔ ۹

پیری از عمر کرده بیزار مرا افگنده غم زمانه از کار مرا در خانه تن خاک نشین باشم چند؟ ای مگر بیا زخاک بردار مرا

۹

شمارهٔ ۱۰

نبود چون نام، دشمنی انسان را بی نام و نشانیست امان ایمان را از من پدران مهربان گر شنوند دیگر نکنند نام فرزندان را

۱۰
۱/۱۴