پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

قصاید

از مجموعه اشعار طبیب اصفهانی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۱۴
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱ - در لذت غم و مدح رسول اکرم (ص) با تجدید مطلع گوید

حاشا که کَشَم بَهْرِ طَرَب، ساغَرِ جَم را از غَم چه شکایت، منِ خوکرده به غَم را؟ هیهات کز اَیّامِ حَیاتش بِشُمارم روزی ک…

۱

شمارهٔ ۲ - یک قصیده

ای یافته، صبح از دمِ جان‌بَخْشِ تو، دَم را آموخته، بَحْر از کَفَت، آیینِ کَرَم را در عهدِ جوان‌بختیِ عَدْلِ تو، عَجَب نی…

۲

شمارهٔ ۳ - در مدح امیرالمؤمنین و اظهار اشتیاق بزیارت آن بزرگوار گوید

ای خداوندی که در گیتی مثل شد در سخا تا ابد از دولت دست و دلت بحر و سحاب حرفی از جودت صدف را گوشزد گشت و همان خویش را از …

۳

شمارهٔ ۴ - در مدح امام الثقلین ابوالسبطین گوید

دوش بودم بخواب وقت سحر که یکی کوفت حلقه ای بر در گفتمش کیستی درین هنگام کز تو شد خواب خوش مرا از سر نه بطبل آشنا هنوز دو…

۴

شمارهٔ ۵ - در خطاب بفلک دون پرور و مدح امیرالمؤمنین حیدر گوید

چیست آن پیکر سیمین که نگردد یکبار بمراد دل دانا و بکام هشیار نکند واهمه ادراک شتابش زدرنگ نکند باصره ادراک مسیرش ز قرار …

۵

شمارهٔ ۶ - در وصف بهار ومدح حیدر کرار گوید

مژده بلبل راکه آمد گل بباغ شاخسار شددگر صحن چمن چون محفل از رخسار یار سبزه را افراخت قامت از نم فیض هوا لاله را افروخت ع…

۶

شمارهٔ ۷ - در مدح امام المتقین امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرماید

درگهت را که هست غیر طور اینک اینک رسیدم از ره دور روزگاری گذشت کز حسرت خورده ام خون چو عاشقان صبور من مهجور و بس جفای فر…

۷

شمارهٔ ۸ - ابیات ذیل در «تذکره عذری» از همین طبیب نقل گردیده و چنان که پیداست از قصیده‌ای بوده، ولی این قصیده در هیچ‌یک از دو نسخه دیوان که در دسترس ماست مسطور نگردیده است

تویی آن خسرو عادل به جهان کآوردی آن چنان کار جهان را به نظام و تدبیر که اگر گم شود از بیشه غزالی به مثل می‌کند عدل قوی‌پ…

۸

شمارهٔ ۹ - در مدح ابوالحسن علی بن ابیطالب گوید

ز دل با تو ای شوخ شیرین‌شمایل چه گویم که کارت نیفتاده با دل گرفتم که از حال دل با تو گویم ترا ز آن چه پروا مر از آن چه ح…

۹

شمارهٔ ۱۰ - در بی‌وفایی روزگار و مدیحه رسول مختار گوید

ای مبارک همای فرخ‌فال مرحبا مرحبا تعال تعال از کجا می‌رسی بگوی بگوی به کجا می‌روی بنال بنال تا مر از آن نوا بسوزد دل تا …

۱۰
۱/۲