پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزلیات

از مجموعه اشعار صوفی محمد هروی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۶۲
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

عید پیوسته به نوروز و من از یار جدا دل جدا گریه کند دیده خونبار جدا خارخارست من دل شده را در سینه تا فتادم به جهان زان گ…

۱

شمارهٔ ۲

آن چشم نرگس به سر آن پسر مرا چون لاله ساخت غرقه به خون جگر مرا نیک و بدی چو هست به تقدیر چون کنم زاهد رسید هم زقضا این ق…

۲

شمارهٔ ۳

ای آنکه نیست غیر تو کس پادشاه ما واندر دو کون راهنما و پناه ما افتاده های بحر گناهیم دست گیر ای دستگیر جمله حال تباه ما …

۳

شمارهٔ ۴

جستم بسی و سعی نمودم، به هیچ باب یاری نیافتم به جهان بهتر از کتاب غیر از صراحی می صافی و روی خوب گر خسرو زمانه بود زو کن…

۴

شمارهٔ ۵

ای لعل جانفزای تو سرچشمه حیات مستند از دو چشم تو ذرات کاینات پیدا نمی شود سر یک مو دهان تو نطق شکر فشان تو شد حل مشکلات …

۵

شمارهٔ ۶

مرا عشق تو رسوای جهان ساخت چو مشک او را بلی نتوان نهان ساخت مرا گویند بی او صبر پیش آر کجا بر آتش سوزان توان ساخت نمی سا…

۶

شمارهٔ ۷

امروز مرا فرقت آن روی چو ماه است در هجر ندانم که در آفاق چه ماه است از خلق نخواهم که کنم درد تو پنهان اما چه کنم این دو …

۷

شمارهٔ ۸

وه که جانم گشت چون از درد بی آرام دوست ساقیا لطفی بکن جامی بده با نام دوست مانده بر بادام چشمانش دهان پسته باز همچو من ا…

۸

شمارهٔ ۹

مرا ز آدم خاکی چو غم بود میراث کجاست دامن ساقی کزو رسم به غیاث جهان بود حدثی بازمانده از فرعون بشو به آب قناعت تو دست از…

۹

شمارهٔ ۱۰

بارها گفته امت واحد و اثنی و ثلاث کین جهان کهنه اساس است منه در وی اثاث حدث جمله سگان است چو دنیا، این دم آب می کن طلب و…

۱۰
۱/۷