ده نامه
از مجموعه اشعار صوفی محمد هروی
فهرست اشعار
بخش ۱ - ده نامه
حمد و ثنای ملک بی نظیر جمله جهان را به کرم دست گیر اوست دلیل همه سرگشتگان راه نمایند برگشتگان روز پدید آرد و روزی دهد خل…
بخش ۲ - در صفت عاشق شدن جوانی
بود یکی روز جوانی مگر حافظ اوقات و دل باخبر قطع تعلق ز همه نیک و بد روز و شبان حافظ اوقات خود از همه خلق جهان برکران گوش…
بخش ۳ - نامه اول
ای صنم لاله رخ گلعذار گوش به حال من بیچاره دار سرو قد سیمبر نوجوان از من درویش سلامی بخوان زآتش غم گشت کباب این دلم چاره…
بخش ۴ - نامه بردن خادمه از پیش عاشق
خادمه چون این سخنان گوش کرد عقل و خرد جمله فراموش کرد کرد بسی گریه چو ابر بهار خادمه بر جان جوان فگار گفت بیا غم مخور ای…
بخش ۵ - عرض نامه پیش محبوب
خادمه چون واقف اسرار گشت بست میان، در پی این کار گشت داشت سخن، زهره گفتن نبود فرصت گفتار طلب می نمود نیم شبش خادمه بیدار…
بخش ۶ - خبر آوردن خادمه
خادمه چون این سخنان را شنید هیچ مجالی دگر آن جا ندید نزد جوان آمد و بنشست باز خادمه بگشاد زبان را به راز گفت که آن دلبر …
بخش ۷ - نامه دوم
باز جوان نعره برآورد و آه با لب خشک و دو رخ همچو کاه گفت چه سازم، چه کنم ای خدا در غم آن دوست، مرا ره نما نیست مرا طاقت …
بخش ۸ - رفتن خادمه
بار دگر خادمه باوفا رفت به نزد بت فرخ لقا بود شبی آن صنم گلعذار تازه و خرم چو گل نوبهار عیش و جوانی و طرب در سرش مجلس آر…
بخش ۹ - آمدن خادمه
چون که جوابی نشنید از سوال خادمه باز آمد و برگفت حال گفت جوانا غم بیهوده چیست بر تو بباید همه عالم گریست نیست چو او را س…
بخش ۱۰ - نامه سیم
دید چو اندر غم دل مضطرش خادمه این گفت و برفت از برش چون که شنید این سخن آن دلفگار قطع طمع دید ز رخسار یار ناله او تا به …