پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

ده نامه

از مجموعه اشعار صوفی محمد هروی

۰
دسته‌بندی
۳۲
شعر

فهرست اشعار

بخش ۱ - ده نامه

حمد و ثنای ملک بی نظیر جمله جهان را به کرم دست گیر اوست دلیل همه سرگشتگان راه نمایند برگشتگان روز پدید آرد و روزی دهد خل…

۱

بخش ۲ - در صفت عاشق شدن جوانی

بود یکی روز جوانی مگر حافظ اوقات و دل باخبر قطع تعلق ز همه نیک و بد روز و شبان حافظ اوقات خود از همه خلق جهان برکران گوش…

۲

بخش ۳ - نامه اول

ای صنم لاله رخ گلعذار گوش به حال من بیچاره دار سرو قد سیمبر نوجوان از من درویش سلامی بخوان زآتش غم گشت کباب این دلم چاره…

۳

بخش ۴ - نامه بردن خادمه از پیش عاشق

خادمه چون این سخنان گوش کرد عقل و خرد جمله فراموش کرد کرد بسی گریه چو ابر بهار خادمه بر جان جوان فگار گفت بیا غم مخور ای…

۴

بخش ۵ - عرض نامه پیش محبوب

خادمه چون واقف اسرار گشت بست میان، در پی این کار گشت داشت سخن، زهره گفتن نبود فرصت گفتار طلب می نمود نیم شبش خادمه بیدار…

۵

بخش ۶ - خبر آوردن خادمه

خادمه چون این سخنان را شنید هیچ مجالی دگر آن جا ندید نزد جوان آمد و بنشست باز خادمه بگشاد زبان را به راز گفت که آن دلبر …

۶

بخش ۷ - نامه دوم

باز جوان نعره برآورد و آه با لب خشک و دو رخ همچو کاه گفت چه سازم، چه کنم ای خدا در غم آن دوست، مرا ره نما نیست مرا طاقت …

۷

بخش ۸ - رفتن خادمه

بار دگر خادمه باوفا رفت به نزد بت فرخ لقا بود شبی آن صنم گلعذار تازه و خرم چو گل نوبهار عیش و جوانی و طرب در سرش مجلس آر…

۸

بخش ۹ - آمدن خادمه

چون که جوابی نشنید از سوال خادمه باز آمد و برگفت حال گفت جوانا غم بیهوده چیست بر تو بباید همه عالم گریست نیست چو او را س…

۹

بخش ۱۰ - نامه سیم

دید چو اندر غم دل مضطرش خادمه این گفت و برفت از برش چون که شنید این سخن آن دلفگار قطع طمع دید ز رخسار یار ناله او تا به …

۱۰
۱/۴