پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۴۸ - شیفتۀ شیدایی

از شاطر عباس صبوحی در غزلیات

ز عشق روی تو، چون بلبل از گل
شکفته گرددم، هر دم گل از گُل
ز روی و موت دانستم، ندارد
گل از سنبل جدائی، سنبل از گُل
دهانست و لب این، یا خضر بسته
به روی چشمهٔ حیوان، پل از گُل
گلی بر سر زده آن سرو قامت
و یا ماهیست دارد کاکل از گُل
ز بلبل نیست این غلغل به گلشن
بود این شورش و این غلغل از گُل
مرا گوئی که چشم از او بپوشان
چگونه چشم پوشد بلبل از گُل
صبوحی تا گل‌اندامت به پهلوست
بده دل بر گل و، بستان مل از گُل

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید