پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

دوبیتی‌ها

از مجموعه اشعار شاطر عباس صبوحی

۰
دسته‌بندی
۱۶
شعر

فهرست اشعار

شب

دست بر زلفش زدم، شب بود، چشمش مست خواب برقع از رویش گشودم تا درآید آفتاب گفتمش خورشید سر زد، ماه من بیدار شو گفت تا من ب…

۱

فال قهوه

چون قهوه بدست گیرد آن حب نبات از عکس رُخش قهوه شود آب حیات عکس رُخ او به قهوه دیدم گفتم خورشید برون آمده است از ظلمات

۲

ناله

چشمان تو با فتنه به جنگ آمده است ابروی تو غارت فرنگ آمده است هرگز به دل تو ناله تأثیر نکرد اینجاست که تیر ما به سنگ آمده…

۳

ستمگر

هر قدر زلف تو ای سلسله مو سلسله دارد به همان قدر دلم از تو ستمگر گله دارد گفتی‌ام صبر نما تا ز لبم کام بگیری آخر ای سنگد…

۴

خون سیاوش

ابروی تو رفته رفته تا گوش آمد گیسوی تو حلقه حلقه تا دوش آمد از لعل لبت خون سیاوش چکید زان خون سیاوش دلم جوش آمد

۵

نقاش

کشید نقش تو نقاش و اشتباه کشید به جای آنکه کشد آفتاب ماه کشید به حسن حضرت یوسف کسی برابر نیست به اوج سلطنت او را ز قعر چ…

۶

برزخ

دست برزخ گرفت و سوخت مرا نیست این سوختن ز حکمت دور هرکجا اوفتد بسوزاند عکس خورشید از پس بلور

۷

دود سیه

در آب پر غراب افتاده مگیر یا تودهٔ مشک ناب افتاده مگیر پیچیده به روی آب دود سیهی آتش به میان آب افتاده مگیر

۸

گهر

هر روز گرفت خانهٔ کعبه شرف از مولد شیر حق، شهنشاه نجف جز ذات محمّدی نیامد به وجود یکتا گهری چو ذات حیدر ز صدف

۹

بدر

نموده گوشهٔ ابرو به من مهی لب بام هلال یک‌شبه دیدم به روی بدر تمام چو دیدمش به لب بام من به دل گفتم که عمر من بود این آف…

۱۰
۱/۲