پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۲۰۵

از سنایی غزنوی در دیوان اشعار - غزلیات

چون نهی زلفِ تافته بر گوش
چون نهی جعدِ بافته بر دوش
از دل من رمیده گردد صبر
وز تن من پریده گردد هوش
نه عجب گر خروش من بفزود
تا شد آن عارض تو غالیه‌پوش
ماه در آسمان سیاه شود
خلق عالم برآورند خروش
تا به وقت سپیده‌دم یک دم
نغنودم در انتظار تو دوش
گاه بودم به ره فگنده دو چشم
گاه بودم به در نهاده دو گوش
خارِ من گردد از وصالِ تو گُل
زهر من گردد از جمال تو نوش

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید