غزلیات
از مجموعه اشعار صامت بروجردی
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
آتش عشق کنون سوخت دیگر پیکر ما بعد از این تا چه کند باد به خاکستر ما کوس آزادی ما سر و صفت گشت بلند سوخت بابرق محبت همه …
شمارهٔ ۲
چنان به سوخت شرار غم تو جان مرا که باد مینبرد مشت استخوان مرا تنم ز ضعف چنان شد که کهربا یک دم چون کاه جذب کند جسم ناتو…
شمارهٔ ۳
تا به خاک قدمت روی نیاز است مرا کعبه کوی تو خلوتگه راز است مرا حاجیان را حرم کعبه خوش آید لیکن قبله روی تو خوشتر ز حجاز…
شمارهٔ ۴
بلندآوازه بلبل در گلستان کرد دستان را که در جای بلند آنجا نباید داد بستان را تقاضای جهان کرد از چمن آواره بلبل را که تا …
شمارهٔ ۵
باز آراسته بینم صف مژگان تو را عزم غوغا بود آن نرگس فتان تو را کاش آید مه کنعان و ببیند در بند بس جو خود بی سر و پاطره ا…
شمارهٔ ۶
از پس عمری که بگشود آن جفا جو دیده را روی ما بیدار کرد آن فتنه خوابیده را نرم کن یا رب دلش را کز جدایی بگذارد جز دعا نتو…
شمارهٔ ۷
آشنا منما به گیسوی پریشانه شانه را آگه از سر دل خلقی مکن بیگانه را دل به خال کنج ابرویت قانعت کرده است مرغ من دیگر ندارد…
شمارهٔ ۸
گرفته نور ز داغ جگر نظاره ما که آفتاب برد حسرت ستاره ما درستکاری ما را همین طریق بس است که هیچ آنیکه نشکست سنگ خاره ما ک…
شمارهٔ ۹
تلخی صبر است بس بر طبع شکر ریز ما شور شیرنی نمیخواهد به سر پروز ما سر به جز آغوش زانو جا نمیجوید دگر بار دوش کس نگردد …
شمارهٔ ۱۰
همین بود سبب دیر آشنایی ما که زود گل نکند آتش جدایی ما چه دیدهایم ندانم ز عشقبازی تو چه جسته تو ندانم ز بیوفایی ما به…