پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

بخش ۱۱۰ - پند

از سلمان ساوجی در جمشید و خورشید

گلستان گیتی به خاری نیرزد
خُمستان گردون خُماری نیرزد
مکش بار دل بهر برگی چو غنچه
که صد ساله برگت به باری نیرزد
نسیما مبر برگ گل را به غارت
کزآن بلبلی صد هزاری نیرزد
همه کار ملک سلیمان بر من
به آواز یک مور باری نیرزد
مشو با صبا همنفس کان تنعم
به آمد شد خاکساری نیرزد
همه گرم و سردی که در خوان گیتی است
به درد دل و انتظاری نیرزد

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید