فراق نامه
از مجموعه اشعار سلمان ساوجی
فهرست اشعار
بخش ۱ - فراقنامه
به نام خدایی که با تیره خاک بر آمیخت این جوهر جان پاک چو با یکدگر کردشان آشنا دگر بارشان کرد از هم جدا که دانست کان آشنا…
بخش ۲ - مناجات
الهی، الهی، خطا کردهایم تو بر ما مگیر آنچه ما کردهایم گنه کارم و عذر خواهم توئی چه حاجت بپرسش؟ گواهم توئی به گیتی ندار…
بخش ۳ - در ستایش پیامبر
رسولی که پا بر سر عرش سود ز پایش سر عرش را تاج بود بلند آفتاب مبارک نظر که او راست بر هر دو عالم اثر رسول کریم و متاع ام…
بخش ۴ - اندرز به فرزند
الا ای جگر گوشه فرزند من، تو ای قره العین دلبند من جوانی و فرزانه و هوشیار اوان جوانی غنیمت شمار جوانی است سرمایهای بس …
بخش ۵ - آغاز داستان
شنیدم که شاهی به ایران زمین سزاوار دیهیم و تاج و نگین زر افشان چو خورشید در گاه بزم سر افشان چو شمشیر درگاه رزم ز آب کفش…
بخش ۶ - بهار
بهاران که خندان شدی نسترن چو مینا شدی دشت و مینو چمن هوا فرش ز نگاری افراختی سمن برگ و بلبل نوا ساختی چو طفلان نو، دایه …
بخش ۷ - تابستان
چو بنمودی از برج مه مهر چهر شدی چرخ را گرم با خاک مهر شدی زرد رخسار گلگون وی بدی در رگ کان روان خون وی اگر ابر ناگه شدی …
بخش ۸ - پائیز
به وقتی که باد خزان خاستی رزان را به زیور بیاراستی هوای مخالف زدی باغ را شدی زرد و بیمار شاخ از هوا خزان بر رزان دامن اف…
بخش ۹ - زمستان
کجا تاختی خسرو خاروان عنان بر زمستان گه آسمان شدی شاخ از باد لرزان چو بید سر سبز کهسار گشتی سپید چو برخاستی باد بهمن ز ج…
بخش ۱۰ - شب
شبی همچو روز قیامت دراز پریشان چو موی بتان طراز هوا نقطهای بود گفتی سیاه ز تاریکیش چرخ گم کرده راه همه روشنان فلک گشته …