پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۲

از صغیر اصفهانی در دیوان اشعار - غزلیات

ز ممکنات توان دید طلعت او را
که یک یک آینه‌اند آن جمال نیکو را
گرش مشاهده خواهی ز خویش چشم‌بپوش
که او ز دیدهٔ خود بین نهان کند رو را
ز خویش گم شو و آنگه خدای را میجوی
که واجبست ز خود گم شدن خداجو را
تهی نکرده ز هر بو مشام کی شنوی
شمیم دلکش آن طرهٔ سمن بو را
رواست کار خدایی ز دوستدار خدا
که اتصال به آن بحر باشد این جو را
درآ به مذهب عشق و فسانه بین و فسون
میانهٔ ملل این شورش و هیاهو را
مگر صغیر نداند حکایتی جز عشق
که نیست جز سخن عشق بر زبان او را

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید