غزلیات
از مجموعه اشعار صفای اصفهانی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
عشق رخت براه حقیقت سمند ما خاک درت دوای دل دردمند ما سودائیان عشق توایم و در آتشیم در سوز دائمیم و نباشد گزند ما آمد به …
شمارهٔ ۲
ذیل طلب نیافته دست یقین ما بگرفت دست عشق سر آستین ما شد آستین عشق بدامان معرفت پیوسته از تحقق حق الیقین ما از معرفت کشید…
شمارهٔ ۳
بنشین به پس زانو در مصطبه جانها تا چند همی گردی بر گرد بیابانها بگذار سر ای سالک بر پای گدای دل تا تاج نهند از سر در پ…
شمارهٔ ۴
ای طایر قدوسی بر تن متن و تنها داری پس ازین زندان بر عرش نشیمنها با زاغ سیه بودی یکچند درین مجلس با روح قدس پری زین بع…
شمارهٔ ۵
اگر بعرش کشد دوست فرش ایوان را ز دست دل نتواند کشید دامان را بروی یار که پنهان و آشکار من اوست که اوست نیک نگر آشکار و پ…
شمارهٔ ۶
با زلف تو صد پیمان دل بست به دستانها بشکست و گسست از هم سررشته پیمانها از عشق خط سبزت میسوزم و میبارد از دیده به دام…
شمارهٔ ۷
بدرس دل سر زانوی ماست مکتب ما دلست همنفس روز و همدم شب ما حکایت سر زلف تو ذکر دایم دل فسانه غم عشق تو درس مکتب ما بود پد…
شمارهٔ ۸
گذشت درگه شاهی ز آسمان سرما که خاک درگه درویش تست افسر ما زند کبوتر ما در هوای بام تو پر شکار نسر حقیقت کند کبوتر ما کمن…
شمارهٔ ۹
ما رهرو فقریم و فنا راهبر ما بی خویشتنی کو که شود همسفر ما ای آنکه ز خود با خبری در سفر عشق زنهار نیائی که نیابی خبر ما …
شمارهٔ ۱۰
تجلیگه خود کرد خدا دیده ما را درین دیده درآیید و ببینید خدا را خدا در دل سودا زدگانست بجوئید مجوئید زمین را و مپوئید سما…