پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۴۱۵

از سعیدا در دیوان اشعار - غزلیات

گفتند بر رخ تو نمایان شده است خط
بد کرده هر که گفته به روی تو زین نمط
در دیده اش ز نور سودای نبوده است
حرفش غلط برآمد و خط بر رخت غلط
خط بر رخ تو نسخهٔ خوبی تمام کرد
خالی است بر کنار لبت جای یک نقط
افتاده ام به دست دل چشم اشکبار
تا کی کشم مزاحمت دشت و رنج شط؟
شیخی اگر کند ز سعیدا عجیب نیست
منصور شد به دار بقا و سری سقط

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید