مطالع
از مجموعه اشعار صائب در دیوان اشعار
۰
دستهبندی
۵۱۸
شعر
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
زشترو چون سازد از خود دور خوی زشت را؟ لازم افتاده است خوی زشت، روی زشت را
۱
شمارهٔ ۲
چرخ میداند عیار آه پرتأثیر را میتوان در زخم دیدن جوهر شمشیر را
۲
شمارهٔ ۳
چشم صیاد تو ترسانده است چشم ناز را بیزبان کرده است سحر غمزهات اعجاز را
۳
شمارهٔ ۴
چون دریغ از دیده داری حسن ذات خویش را از چه دادی عرض بر عالم صفات خویش را؟
۴
شمارهٔ ۵
از دست کار رفته بود پیش، کار ما در برگریز جوش زند نوبهار ما
۵
شمارهٔ ۶
گردون سنگدل نبود مرد جنگ ما پروای تیغ کوه ندارد پلنگ ما
۶
شمارهٔ ۷
زد غوطه بس که در تن خاکی روان ما گردید رفته رفته زمین آسمان ما
۷
شمارهٔ ۸
تا چند نهد روی به رو آن کف پا را؟ می ریزم، اگر دست دهد، خون حنا را!
۸
شمارهٔ ۹
بگذار شود زیر و زبر جسم گران را تا چند عمارت کنی این گور روان را؟
۹
شمارهٔ ۱۰
بیدار کند بانگ نی افسرده دلان را نی صور سرافیل بود مرده دلان را
۱۰
۱/۵۲