پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزل شمارهٔ ۴۱۹۰

از صائب در دیوان اشعار - غزلیات

از نسبت عذار تو گل ناز می‌کند
سنبل به بال زلف تو پرواز می‌کند
از بس که مرغ من ز قضا طبل خورده است
گل را خیال چنگل شهباز می‌کند
در بوستان چو برگ خزان دیده بی‌رخت
رنگ شکسته است که پرواز می‌کند
حسن تو بی‌نیاز بود از نیازمند
هر عضوی از تو بر دگری ناز می‌کند
در انتهای خوبی و انجام دلبری
حسنت هنوز جلوه آغاز می‌کند

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید