پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

مثنویات

از مجموعه اشعار سعدی شیرازی در مواعظ

۰
دسته‌بندی
۴۶
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱ - در پند و اخلاق

ای چشم و چراغ اهل بینش مقصود وجود آفرینش صاحب دل لاینام قلبی مهمان أبیت عند ربی در وصف تو لانبی بعدی خود وصف تو و زبان س…

۱

شمارهٔ ۲

همه را ده چو می‌دهی موسوم نه یکی راضی و دگر محروم خیر با همگنان بباید کرد تا نیفتد میان ایشان گرد کانچه در کفه‌ای بیفزای…

۲

شمارهٔ ۳

عدل و انصاف و راستی باید ور خزینه تهی بود شاید نکند هرگز اهل دانش و داد دل مردم خراب و گنج آباد پادشاهی که یار درویشست پ…

۳

شمارهٔ ۴

نظر کن درین موی باریک سر که باریک بینند اهل نظر چو تنهاست از رشته‌ای کمترست چو پر شد ز زنجیر محکمترست

۴

شمارهٔ ۵

نخست اندیشه کن آنگاه گفتار که نامحکم بود بی‌اصل دیوار چو بد کردی مشو ایمن ز بدگوی که بد را کس نخواهد گفت نیکوی

۵

شمارهٔ ۶

چه نیکو گفت ابراهیم ادهم چو ترک مُلک و دولت کرد و خاتم ‌«نباید بستن اندر چیز و کس دل که دل برداشتن کاری‌ست مشکل‌»

۶

شمارهٔ ۷

یکی را دیدم اندر جایگاهی که می‌کاوید قبر پادشاهی به دست از بارگاهش خاک می‌رفت سرشک از دیده می‌بارید و می‌گفت ندانم پادشه…

۷

شمارهٔ ۸

چه سرپوشیدگان مرد بودند که گوی نخوت از مردان ربودند تو با این مردی و زورآزمایی همی ترسم که از زن کمتر آیی

۸

شمارهٔ ۹

نکویی گرچه با ناکس نشاید برای مصلحت گه گه بباید سگ درنده چون دندان کند تیز تو در حال استخوانی پیش او ریز به عرف اندر جها…

۹

شمارهٔ ۱۰

نمیرد گر بمیرد نیکنامی که در خیلش بود قائم مقامی چو در مجلس چراغی هست اگر شمع بمیرد، همچنان روشن بود جمع

۱۰
۱/۵