پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزل شمارهٔ ۵۹۱

از سعدی شیرازی در دیوان اشعار - غزلیات

سخت زیبا می‌روی یک‌بارگی
در تو حیران می‌شود نظّارگی
این‌چنین رخ با پری باید نمود
تا بیاموزد پری رخسارگی
هرکه را پیش تو پای از جای رفت
زیر بارش برنخیزد بارگی
چشم‌های نیم‌خوابت سال و ماه
همچو من مَستند بی میخوارگی
خستگانت را شکیبایی نماند
یا دوا کن یا بکُش یک‌بارگی
دوست تا خواهی به‌جای ما نکوست
در حسودان اوفتاد آوارگی
سعدیا تسلیم فرمان شو که نیست
چارهٔ عاشق به‌جز بیچارگی

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید