ناوبری
حساب کاربری
از مجموعه اشعار رونقی بخارایی
جانی است تیغ شاه، که دید این همه شگفت؟ جانی کزو بود تن و جان همه خراب لرزان بهجای گوهر در جرم او پدید جانهای دشمنانش چ…
نبیدی که نشناسی از آفتاب چو با آفتابش کنی مقترن چنان تابد از جام گویی که هست عقیق یمن در سهیل یمن