مقطعات
از مجموعه اشعار ابوالفرج رونی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
برآمد یکی آرزو ملک را که بود اندر آن آرزو سالها که دست وزارت به صدری رسید که گیرد سعود از رخش فالها از این پیش بیرای …
شمارهٔ ۲
ای بیان جود تو بر کاغذ روز سپید نقش کرده خامه قدرت به زر آفتاب هر کجا کلک تو شد بر صفحه کاغذ روان تیغ هندی را نماند با ن…
شمارهٔ ۳
چو سررشته خویش گم کرده ام بعالم یکی رهبرم آرزوست مرا خورد یکبارگی غم دریغ به گیتی یکی غم خورم آرزوست بسی داوریها که دارم…
شمارهٔ ۴
به خدایی که ره معرفتش روز و شب مالک عالم نظر است در ره او خرد از غول اضلال با ثبات قدمش در نظر است چرخ بر درگه او پشت خم…
شمارهٔ ۵
گردون ز برای هر خردمند صد شربت جان گزا در آمیخت گیتی ز برای هر جوانمرد هر زهر که داشت در قدح ریخت از بهر هنر در این زمان…
شمارهٔ ۶
بدان خدای که بر روی رقعه عظمت کمیته بیدق حکمش هزار فرزین است دو چاکرند همی صبح و شام بر در او که آن یکی گهرافشان و این گ…
شمارهٔ ۷
بدان خدای که هر دم به شکر خدمت او زبان عقل تر و کام فضل شیرین است به لطف صنع برآورد بی ستون قصری که قصر خسرو انجم نه قصر…
شمارهٔ ۸
چنان به طبع کف راد اوست عاشق جود که آن یکی است چو خسرو دگر چو شیرین است ز بهر نعل و پی میخ مرکب خاصش سپهر ساخته شکل هلال…
شمارهٔ ۹
سرافرازا تو آن صدری که طبعت به جز تخم نکو نامی نکارد گلستان کرم را بشکفد گل اگر ابر کفت بر وی به بارد میان هر چه زان عاج…
شمارهٔ ۱۰
سوار صبحدم هر روز کز مشرق برون تازد سپر برگیرد و شمشیر و با من جنگ آغازد به خون حنجرم خنجر بیالاید سحرگاهی به قصد خون به…