پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزلیات

از مجموعه اشعار رضی‌الدین آرتیمانی

۰
دسته‌بندی
۹۴
شعر

فهرست اشعار

غزل شمارهٔ ۱

زهی طراوت حسن و کمال نور و صفا که از جمال تو بیناست چشم نابینا کدام خوب علم گشت در جهان به وفا تو از مقولهٔ خوبان عالمی …

۱

غزل شمارهٔ ۲

شوری نه‌چنان گرفت ما را کز دست توان گرفت ما را ما هیچ گرفته‌ایم از او او هیچ از آن گرفت ما را هر گه بتو عرض حال کردیم در…

۲

غزل شمارهٔ ۳

آنچنان داده عشق جوش مرا که ز سر رفته عقل و هوش مرا عقل کلی شده فراموشم بسکه مالیده عشق گوش مرا نه چنانم ز مستی دوشین که …

۳

غزل شمارهٔ ۴

نقابی بر افکن ز پی امتحان را که تا بینی از جان لبالب جهان را چو در جلوه آیی بدین شوخ و شنگی برقص اندر آری زمین و زمان را…

۴

غزل شمارهٔ ۵

چون مهر بر آی بام و ایوان را بگداز چو موم سنگ و سندان را امشب مه چارده ز خورشیدم شرمنده نشد ببین تو عرفان را در سینه هزا…

۵

غزل شمارهٔ ۶

خون شد دل پاره پارهٔ ما مردیم و نکرد چٰارهٔ ما دادیم به کفر زلفش ایمان شاید که شود کفارهٔ ما بندیم ز شکوه لب و لیکن خون …

۶

غزل شمارهٔ ۷

جاه دنیا سر بسر نوک سنان و خنجر است پا بدین ره کی نهد آنرا که چشمی بر سر است سر به بالین چون نهد آنرا که دردی در دلست خو…

۷

غزل شمارهٔ ۸

داند آنکس که ز دیدار تو برخوردار است که خرابات و حرم غیر در و دیوار است ای که در طور ز بی‌حوصلگی مدهوشی دیده بگشای که عا…

۸

غزل شمارهٔ ۹

بهشت است آن ندانم یا بهار است غلط کردم غلط، دیدار یار است هلاک آن تنم کز نازنینی زمین و آسمانش زیر بار است مرا گوئی چرا …

۹

غزل شمارهٔ ۱۰

کسی که در رهش از پا و سر خبردار است نه عاشق است که در بند کفش و دستار است غمی به گرد دلم جلو‌ه‌گر شده که از آن غباری ار …

۱۰
۱/۱۰