پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

باده‌فروش

از رهی معیری در چند تغزل

بنگر آن ماه‌روی باده‌فروش
غیرت آفتاب و غارت هوش
جام سیمین نهاده بر کف دست
زلف زرین فکنده بر سر دوش
غمزه‌اش راه دل زند که بیا
نرگسش جام می دهد که بنوش
غیر آن نوش‌لب که مستان را
جان و دل پرورد ز چشمهٔ نوش
دیده‌ای آفتاب ماه به دست
دیده‌ای ماه آفتاب‌فروش؟

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید