قطعات
از مجموعه اشعار رفیق اصفهانی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
ای برده رشح جام تو جمشید را ز هوش وی داده نور رای تو خورشید را ضیا لب بسته ام ز دعوی اخلاص ز آنکه هست اظهار دوستی به زبا…
شمارهٔ ۲
والا نصیر ملت و دین میرزا نصیر ای از جبین سترده همی نقش گردپا زین پیش در رهی که گهی پا گذاشتی صرصر به سرعتش نرسیدی به گر…
شمارهٔ ۳
گفتی چه حاجت است ترا تا روا شود گفتن چه حاجت است بر اما چه حاجت است اشعار فقر بر در حاتم چه لازمست اظهار درد پیش مسیحا چ…
شمارهٔ ۴
مژده ایدل که وقت آن آمد که ز غم بر کران توان آمد دشت غم را کنار شد پیدا بحر اندوه را کران آمد وقت تشنیع دشمنان طی شد گاه…
شمارهٔ ۵
در صفاهان که ساحت پاکش خوشترین بقعهٔ جهان آمد تا چهل سال با نهایت فقر عرض خود را نگاهبان آمد با بد و نیک کرد آمد و رفت …
شمارهٔ ۶
گر بدین گونه که با من زین بیش بود گردون پس ازین خواهد بود داد من خواهد از آن مردی و مرد نیست ور هست همین خواهد بود فخر س…
شمارهٔ ۷
کجاست آن که پیامی ز دلستان برساند کجاست آن که به جسم فسرده جان برساند نسیم کو که به بلبل شمیمی آورد از گل مسیح کو که توا…
شمارهٔ ۸
رسید نامه ای از حضرت وفا و شکفتم چو بینوا که رسد ناگهش ز غیب نوائی تمام زهر شکایت نهان به شکر شکری همه معانی نفرین عیان …