رباعیها
از مجموعه اشعار عرفی شیرازی
فهرست اشعار
رباعی شمارهٔ ۱
ای شربت شیخ و شاب در کاسهٔ ما وی چشمهٔ آفتاب در کاسهٔ ما آن جرعه کشانیم که از سیرابی یاقوت شود حباب در کاسهٔ ما
رباعی شمارهٔ ۲
ای کرده زبون، ناز شجاع تو، مرا افکنده به صد رنج، نزاع تو، مرا تا خیزم و آرمت در آغوش اجل گشته است به تکلیف وداع تو مرا
رباعی شمارهٔ ۳
چندان که شدم ز بیخودی مست دعا تیری نزدم بر هدف از شست دعا باشم ز دعا مانع و از شوق طلب وقت است که پر درآورد دست دعا
رباعی شمارهٔ ۴
ای رانده ز نسبت حرم طاعت ما مردود اجابت صنم طاعت ما اسلام نه، کفر نه، تا کی به عبث آلوده کند لوح و قلم طاعت ما
رباعی شمارهٔ ۵
از بند غرور می گشایم خود را آن طور که هست می نمایم خود را عمری به رعونت، صفتِ خود کردم چندی به شکست می ستایم خود را
رباعی شمارهٔ ۶
گلبرگ برد باد بهاران به کجا سنبل رود از شبنم بستان به کجا ای عارض یار من شتابان به کجا وی زلف نگار من پریشان به کجا
رباعی شمارهٔ ۷
این ناله که در آتش خویش است کباب این گریه که در شیشهٔ خم کرده شراب مرغی است که آتش از هوا می گیرد مستی است که از خمار جو…
رباعی شمارهٔ ۸
آنم که قفای من جبین طلب است هر موی سرم دست گزین طلب است دستم دست است، کوششم کوشش، لیکن دامان تو فوق آستین طلب است
رباعی شمارهٔ ۹
نادان به عمارت بدن مشغول است دانا به کرشمهٔ سخن مشغول است صوفی به فریب مرد و زن مشغول است عاشق به هلاک خویشتن مشغول است
رباعی شمارهٔ ۱۰
راهی بنما که رهنما مردی نیست صد ره به هیچ گذر گردی نیست با درد تو هیچ نسبتم نیست، ولی بی نسبتی درد تو کم دردی نیست