پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزل شمارهٔ ۳۵۶

از عرفی شیرازی در غزلیات

کسی که از اَلَم عشق بی دماغ شود
عجب به همره جانان به گشت باغ شود
چراغ انجمن طور اگر دهد پرتو
ز خاک بادیه هر ذره شبچراغ شود
چراغ تیره شبم بی رخت چراغ دگر است
نقاب را بگشا تا شبم چراغ شود
به داغ تشنگی آسوده‌ام در آن وادی
که شعله از نم آب حیات داغ شود
تذرو و فاخته از بس نفاق ورزیدند
بدان رسید که بلبل انیس زاغ شود
ز بس که داده به عرفی عجب متاع فراغ
قرارداد که نبْوَد اگر فراغ شود

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید