قصیدهها
از مجموعه اشعار عرفی شیرازی
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱ - ای متاع درد در بازار جان انداخته
ای متاع درد در بازار جان انداخته گوهر هر سود در جیب زیان انداخته نور حیرت در شب اندیشهٔ اوصاف تو بس همایون مرغ عقل از آش…
شمارهٔ ۲ - بنام خدا
ای داشته در سایه هم تیغ و قلم را وی ساخته آرایش هم حلم و کرم را جم مرتبه ، داری زمان کز اثر نطق چون گل همگی گوش کند جذر …
شمارهٔ ۳ - در ستایش حضرت رسول «ص»
اقبال کرم می گزد ارباب همم را همت نخورد نیشتر لا و نعم را از رغبت دنیا ، الم آشوب نگردم زین باد پریشان نکنم زلف علم را ف…
شمارهٔ ۴ - در نعت پیغمبر اسلام «ص»
ای برزده ، دامن بلا را سر در پی خویش داده ما را چون در ره مردمی نهی پای از کوچه ما طلب وفا را یادم نکنی و هیچ گه من بی م…
شمارهٔ ۵ - در مدح حکیم ابوالفتح
مرحبا ای شاهد ایام را عهد شباب وی بهین تو باوه باغ دعای مستجاب مرحبا ای اوج بخش در حضیض افتادگان کز تو در بازوی عصفوراست…
شمارهٔ ۶ - در مدح جلال الدین اکبرشاه
ای دل معنی سرشتت راز دان آفتاب تا ابد بر خوان دولت میهمان آفتاب بر کمال دولتت هر کس که بیند بنگرد از شراب تربیت رطل گران…
شمارهٔ ۷ - در مدح میر ابوالفتح
عشق کو، تا خرد بر اندازد عود شوقی به مجمر اندازد درد را در دلم بپالاید عافیت را به بستر اندازد مرغ جان را ؛ برد، بباغ گل…
شمارهٔ ۸ - در مدح حکیم ابوالفتح
زهر گلی که هوای دلم نقاب گشاد فلک بگلشن حسرت نوشت و داد بباد هرآن گره که در آن نقد مدعا بستند بدامن طلب مدعی نهاد گشاد ز…
شمارهٔ ۹ - در تعزیت ابوالفتح و تهنیت خانخانان
زآسمان و زمین مژده ناگهان آمد که آفتاب زمین ماه آسمان آمد لوای فوج حکومت بقبله گاه رسید همای اوج سعادت بآشیان آمد دوجنبش…
شمارهٔ ۱۰ - در مدح حکیم ابوالفتح
صاحبا عید بر تو میمون باد عید نیز از رخت همایون باد هر متاعی که ملک تهنیت است نزد روز و شب تو مرهون باد آستانت پناه دورا…