پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

رباعیات

از مجموعه اشعار عنصری بلخی

۰
دسته‌بندی
۷۷
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

من گفت نیارم که تو ماهی صنما روشن به تو گشت ماه و ماهی صنما من شاهِ جهان مرا تو شاهی صنما فرمانت‌ْ روا بهر چه خواهی صنما

۱

شمارهٔ ۲

از مشک نگر که لاله بنگاه گرفت زو طبع، غمی دراز و کوتاه گرفت بر ماه به شست زلفکان راه گرفت گیرند به شست ماهی او ماه گرفت

۲

شمارهٔ ۳

شنگرف چکانیده تو را بر شکر است مشکین زلفت شکسته گِردِ قمر است حورات مگر مادر و غلمان پدر است کاین صورت تو ز آدمی خوب‌تر …

۳

شمارهٔ ۴

بشکفته گلی‌ست بر رخِ فرخِ دوست نی نی گل نیست، آن رخِ فرخِ اوست همچون گل سرخ پوستِ آن برگ نکوست هرگز دیدی که سرخ گل دارد …

۴

شمارهٔ ۵

ابروت به زه کرده کمان آمد راست مژگانت چو تیر بر کمان آمد راست ما را ز تو دلبری گمان آمد راست ای دوست، تو را پیشه همان آم…

۵

شمارهٔ ۶

چون می‌گذرد کار، چه آسان و چه سخت وین یک دم عاریت چه ادبار و چه بخت چون جای دگر نهاد می‌باید رخت نزدیک خردمند چه تابوت و…

۶

شمارهٔ ۷

آفاق به پای آه ما فرسنگی‌ست وز آتش ما سپهر دودآهنگی‌ست در پای امید ماست هر جا خاری‌ست بر شیشهٔ عمر ماست هرجا سنگی‌ست

۷

شمارهٔ ۸

گفتم: صنما دلم تو‌ را جویان‌ است گفتا که لبم درد تو‌ را درمان‌ است گفتم که همیشه از مَنَت هجران است گفتا که پری ز آدمی پ…

۸

شمارهٔ ۹

گل بر رخ توست و چشم من غرقه به آب من تافته و زلف تو پیچیده به تاب زلف تو بر آتش است و من گشته کباب بی‌خواب من و نرگس تو …

۹

شمارهٔ ۱۰

کی عیب سر زلف بت از کاستن است؟ چه جای به غم نشستن و خاستن است؟ روز طرب و نشاط و می خواستن است کآراستنِ سرو ز پیراستن است

۱۰
۱/۸