سفرنامه
از مجموعه اشعار حکیم نزاری قهستانی
فهرست اشعار
بخش ۱ - سفرنامه
قل نزاری قل هو اللهُ احد ابتدا کن ذکر اللهُ الصمد لم یلد بی مثل ولم یولد که هست قدرتش دارندۀ بالا و پست لم یکن پاکا له ک…
بخش ۲ - حکایت
بذله ای خوش یادم آمد حسب حال از بزرگی در لطافت بی همال گفت وقتی واعظی در کشوری از برای وعظ شد بر منبری خوش نفس شیرین سخن…
بخش ۳ - آغاز کتاب
روزگاری خرم و خوش داشتیم گرچه جایی دل مشوش داشتیم بودمی من چندگاه از مکر و کید فارغ از رد و قبول عمر و زید مجلس عشرت مدا…
بخش ۴ - حکایت
با یکی از جمع اخوان الصفاء رفتم از بازار در دارالشفاء محرمی رازی همی گفتم بدو قصه خود باز میگفتم بدو کز شکیبایی دلم فرسو…
بخش ۵ - حکایت
نو مریدی کردی از پیری سؤال که ای مقدم در طریقت گوی حال اندرین منزل مراد مرد چیست در ره مقصد مراد مرد کیست گفت پیرش ای پس…
بخش ۶ - حکایت
از پدر دارم حیاتش دیرباد نکته ای در باب دل دادن بیاد گفت نبود نوجوان را یاد گیر هفته ای از بیخودی کردن گزیر دل به ناقص ع…
بخش ۷ - حکایت
گفت اسپهبد به پیشین روزگار داشت با قاضی آنجا چند کار طالشی شوریده سر برجست و رفت راه قاضی را میان در بست و رفت چون در آم…
بخش ۸ - حکایت
حالتی افتاد شیخی را مگر تا سه روز از خویشتن شد بیخبر سر آن معنی مریدی بازخواست شیخ مرموز آن بدو بنمود راست گفت مشرق تا ب…
بخش ۹ - حکایت
بود در اطراف آذربایجان ساده مردی از برای حفظ جان داشت با مالک به ظاهر دوستی چون بود با دشمن آخر دوستی گفت با مالک که ای …
بخش ۱۰ - حکایت
بود رندی سخت مخمر هولناک در کفش یکسان نمودی زر و خاک ساعتیش از خمر خالی کس ندید صعب تر زو لاابالی کس ندید هر چه دیگر داش…