پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

سفرنامه

از مجموعه اشعار حکیم نزاری قهستانی

۰
دسته‌بندی
۱۳
شعر

فهرست اشعار

بخش ۱ - سفرنامه

قل نزاری قل هو اللهُ احد ابتدا کن ذکر اللهُ الصمد لم یلد بی مثل ولم یولد که هست قدرتش دارندۀ بالا و پست لم یکن پاکا له ک…

۱

بخش ۲ - حکایت

بذله ای خوش یادم آمد حسب حال از بزرگی در لطافت بی همال گفت وقتی واعظی در کشوری از برای وعظ شد بر منبری خوش نفس شیرین سخن…

۲

بخش ۳ - آغاز کتاب

روزگاری خرم و خوش داشتیم گرچه جایی دل مشوش داشتیم بودمی من چندگاه از مکر و کید فارغ از رد و قبول عمر و زید مجلس عشرت مدا…

۳

بخش ۴ - حکایت

با یکی از جمع اخوان الصفاء رفتم از بازار در دارالشفاء محرمی رازی همی گفتم بدو قصه خود باز میگفتم بدو کز شکیبایی دلم فرسو…

۴

بخش ۵ - حکایت

نو مریدی کردی از پیری سؤال که ای مقدم در طریقت گوی حال اندرین منزل مراد مرد چیست در ره مقصد مراد مرد کیست گفت پیرش ای پس…

۵

بخش ۶ - حکایت

از پدر دارم حیاتش دیرباد نکته ای در باب دل دادن بیاد گفت نبود نوجوان را یاد گیر هفته ای از بیخودی کردن گزیر دل به ناقص ع…

۶

بخش ۷ - حکایت

گفت اسپهبد به پیشین روزگار داشت با قاضی آنجا چند کار طالشی شوریده سر برجست و رفت راه قاضی را میان در بست و رفت چون در آم…

۷

بخش ۸ - حکایت

حالتی افتاد شیخی را مگر تا سه روز از خویشتن شد بیخبر سر آن معنی مریدی بازخواست شیخ مرموز آن بدو بنمود راست گفت مشرق تا ب…

۸

بخش ۹ - حکایت

بود در اطراف آذربایجان ساده مردی از برای حفظ جان داشت با مالک به ظاهر دوستی چون بود با دشمن آخر دوستی گفت با مالک که ای …

۹

بخش ۱۰ - حکایت

بود رندی سخت مخمر هولناک در کفش یکسان نمودی زر و خاک ساعتیش از خمر خالی کس ندید صعب تر زو لاابالی کس ندید هر چه دیگر داش…

۱۰
۱/۲