پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۱۱۴

از نشاط اصفهانی در دیوان اشعار - غزلیات

عمر بگذشت و نماندست جز ایامی چند
به که با یاد کسی صبح شود شامی چند
به حقیقت نبود در همه عالم جز عشق
زهد و رندی و غم و شادی از او نامی چند
زحمت بادیه حاجت نبود در ره دوست
خواجه برخیز و برون آی ز خود گامی چند
طبع خاکی بنه و چاک بر افلاک انداز
مرغ کز دام بر آید چه بود بامی چند
مرغ دل در طلب دانهٔ خالت مشغول
من چه باکم بود از سرزنش عامی چند
خم زلفت به بناگوش سرافکنده بماند
کز دل غم‌زده بودش به تو پیغامی چند
آتشی بر سر این کوی برافروخت نشاط
در نگیرد ولی از شعلهٔ او خامی چند

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید