قطعات
از مجموعه اشعار نشاط اصفهانی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱ - خون تو در گردن ماست
دوش میگفت کسی گفت فلان خواجه مرا که فلان از پی جاه و خطر و مسکن ماست گفتم ار باز ببینیش بگو کای خواجه مال و جاهت چه بود …
شمارهٔ ۲
بحریست بی کنار دل از عشق و هر زمان از وی روان زدیده گهر بر کنار ماست با هم چه وعده ها که بدادیم از و کنون ما شرمسار دیده…
شمارهٔ ۳
بردیم بکوی تو پناه از ستم چرخ دیدیم که از چرخ ستمکارتری هست آن کس که ز خود وز دو جهان بیخبر افتاد از وی خبری گیر که باوی…
شمارهٔ ۴
ای که گفتی وادی عشقش به سر پیمودهام هرکه از پا سر شناسد زین رهش رفتار نیست گر به پاداش وفا رسمست خوبان را جفا بیوفا یا…
شمارهٔ ۵
پاداش تلخها که از آن لب شنیده ام جز بوسه ای بر آن دهن نوشخند نیست صیدی که آرزوی رهایی کند نشاط در صید گاه عشق سزاوار بند…
شمارهٔ ۶
گفتم چو دیده دید چسان منع دل کنم گفتا که منع دیده ز دیدار بایدت گیرم رسید و حال تو دید و عنان کشید آخر نشاط جرأت گفتار ب…
شمارهٔ ۷
طبیب از درد میپرسد من از درمان درد اما نه من آگاه از دردم نه او آگه ز درمان است دلیل ناتوانی در طریق عشق بس باشد به هر …
شمارهٔ ۸
تاجان دهم زرشک بمن سر گران شدی با غیر مهربانیت ای شوخ بس نبود آیا کدام دلشده دنبال محمل است امشب که این اثر بفغان جرس نب…
شمارهٔ ۹
در هر دو جهان جز در میخانه ندیدیم جایی که در آنجا نفسی شاد توان بود گر از پی خرسندی اغیار نباشد خرسند از آن شوخ به بیداد…
شمارهٔ ۱۰
زهی رفیع جنابی که درگه عالیت سپهر را به بسیط زمین تشکل کرد عروسی معنی طبعم بعقد نظم نداد که جز بزیور مدح تواش تحمل کرد ر…