پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۸۱

از نیر تبریزی در غزلیات

عمری که بی‌تو ای مه نوشاد می‌رود
سر داده خرمنی است که بر باد می‌رود
دور از کنار یار ز دریای چشم من
رودی‌ست دجلهٔ که به بغداد می‌رود
شیرین به کام‌جویی و پرویز در نشاط
غافل ز خون که از دل فرهاد می‌رود
جز من بهر که می‌نگری در حضور تو
افسرده‌خاطر آمد و دلشاد می‌رود
مستانه می‌خرامد و دل از پیش دوان
آهو نگر که از پی صیاد می‌رود
خلقی به دام بسته و خود همچو سروناز
بنگر چگونه سر خوش و آزاد می‌رود

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید