شهر آشوب
از مجموعه اشعار سیدای نسفی
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱ - چرچین فروش
بت چرچین فروشم زد به سنگ آئینه را رویش ز غیرت ماه نو را سوخته چقماق ابرویش چو شانه پیش او با صد زبان خاموش بنشینم سخن را…
شمارهٔ ۲ - چرچین فروش
به کف چقماق چون برگیرد آن چرچین فروش من رسد چون سنگ آواز خریداران به گوش من ز عکس او دکان از بس که چون آئینه روشن شد ندا…
شمارهٔ ۳ - چرچین فروش
دلبر چرچین فروشم هست شوخ نامراد خانه من رفت و شد آئینه او روگشاد
شمارهٔ ۴ - زرگر
هر که یک دم همدم آن دلبر زرگر شود سنگ گیرد لعل گردد خاک گیرد زر شود چشم قلابی که با آن سیمتن من دیده ام رفته رفته همچو ط…
شمارهٔ ۵ - زرگر
یاد وصل آن بت زرگر مرا در جوش کرد خانه من آمد امشب حلقهها در گوش کرد
شمارهٔ ۶ - زرگر
دلبر زرگر شبی بگذاشت پا در مسکنم آمد و انداخت طوقی بندگی در گردنم
شمارهٔ ۷ - زرگر
دلبر زرگر که باشد رشک ماه و مشتری خانه خود بردم او را بر زبان زرگری
شمارهٔ ۸ - زرگر
دلم را آن مه زرگر چون زر در تاب میسازد به دستش هرچه میافتد همان دم آب میسازد
شمارهٔ ۹ - حلواگر
دلبر حلواگرم را هست تیغی دلخراش از غم او قامتم خم گشت چون حلواتراش گفتم از آب نباتت کام من شیرین نشد پشت تیغی زد که شد م…
شمارهٔ ۱۰ - حلواگر
مه حلواگر من در نظرها بس که شیرین است لب و دندان او در چشم من حلوای مغزین است