پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

مسمطات

از مجموعه اشعار سیدای نسفی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۷۵
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

شد مدتی که بخت نسازد مدد مرا افگنده روزگار به فکر ابد مرا در سینه نیست کینه ز اهل حد مرا غمگین نیم که خلق شمارند بد مرا …

۱

شمارهٔ ۲

صدف گوهر اسرار نهان گوش من است چشمه بحر معانی قدح هوش من است موج طوفان خرد جنبش آغوش من است شور دریای سخن از دل پرجوش من…

۲

شمارهٔ ۳

با حریفان می روی در باغ مسکن می کنی داغ رمن می نهی و سیر گلشن می کنی باده می نوشی و بزم غیر روشن می کنی من به حال مرگ تو…

۳

شمارهٔ ۴

بر سر کوی تو ای شوخ عسس بسیار است آری آری به شکرزار مگس بسیار است همچو من سوخته چشم تو کس بسیار است نظر گرم تو با اهل هو…

۴

شمارهٔ ۵

می نشینی روز و شب با مردم غافل چرا زندگانی حرف می سازی بنا قابل چرا خاطر خود را به دنیا می کنی مایل چرا غیر حق را می دهی…

۵

شمارهٔ ۶

روزه محمل بست و دارم آه و افغان چون جرس روزگاری شد که با آن ماه بودم همنفس گوش نه امروز بر فریادم ای فریاد رس عید شد هر …

۶

شمارهٔ ۷

دلا ز بزم حریفان چو غنچه پنهان باش بپوش دیده و دور از شکست دوران باش برو ز گلشن و در گوشه بیابان باش ز خارزار تعلق کشیده…

۷

شمارهٔ ۸

تا مرا گوشه نشین کرد غم تنهایی قصر افلاک شد از گریه من دریایی چند گویم من ماتمزده یی سودایی ای مرا دل ز غمت واله جان شید…

۸

شمارهٔ ۹

مدتی بود ما را با تو دلگشائی هاست عرض حال نتوان کرد رسم کم زبانی هاست می کشیده یی امشب با تو صد نشانی هاست ترک چشم مخمور…

۹

شمارهٔ ۱۰

می وصل دادم از کف غم دردسر گرفتم تب هجر زد شبیخون ره چشم تر گرفتم به دل شراره افشان قدر شرر گرفتم همه تن ز آتش دل چو چنا…

۱۰
۱/۸