ناوبری
حساب کاربری
از مجموعه اشعار مشتاق اصفهانی در دیوان اشعار
چشم مست تو همان آفت جانست که بود تیر مژگان تو دلدوز چنانست که بود نگه گرم همان شعله فشانست که بود در نگین تو همان زهر نه…
باز سرگرمتر از رقص شرر میآئی شعلهسان بر زده دامن به کمر میآئی عرق آلودهتر از لاله تر میآئی رخ برافروخته دیگر به نظ…