قصاید
از مجموعه اشعار امیر معزی نیشابوری
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
با نصرت و فتح و ظفر و دولت والا بنگر علم شاه جهان بر سر بالا لشکر شده آسوده و تِرمَذ شده ایمن نصرت شده پیوسته و دولت شده…
شمارهٔ ۲
ای کرده فتح و نصرت در مشرق آشکارا بگذشته ز آب جیحون و آتش زده در اعدا با خیلخیل لشکر چون سیلسیل باران با فوجفوج موکب …
شمارهٔ ۳
ای اصل ملک و دولت ای تاج دین و دنیا ای عابده چون مریم ای زاهده چو زهرا ای قبلهٔ دو دولت هر دو پناه عالم ای مادر دو خسرو …
شمارهٔ ۴
ای جهانداری که هستی پادشاهی را سزا در جهانداری نباشد چون تو هرگز پادشا از بشارتهای دولت وز اشارتهای بخت شاه پیروز اختری …
شمارهٔ ۵
آفتاب اندر شرف شد بر جهان فرمانروا کرد دیگرگون زمین و کرد دیگرسان هوا داد فرمان تا کند در باغ نقاشی سحاب کرد یاری تا کند…
شمارهٔ ۶
ایا ستارهٔ خوبان خَلُّخ و یغما به دلبری دل ما را همی زنی یغما چو تو نگار دل افروز نیست در خَلُّخ چو تو سوار سرافراز نیس…
شمارهٔ ۷
هرکه آن چشم دژم بیند و آن زلف دوتا اگر آشفته و شوریده شود هست روا منم اینک شده آشفتهٔ آن چشم دُژَم منم اینک شده شوریدهٔ …
شمارهٔ ۸
باز آمد و آورد خزان لشکر سرما بشکست و هزیمت شد از او لشکر گرما آری چو فلَک بند خزان را بگشاید بندد در گرما و گشاید در سر…
شمارهٔ ۹
آمدگه وداع چو تاریک شد هوا آن مه که هست جان و دلم را بدو هوا گرمی گرفته از جگر گرم او زمین سردی گرفته از نفس سرد من ه…
شمارهٔ ۱۰
برآمد ساجگون ابری ز روی ساجگون دریا بخار مرکز خاکی نقاب قبّهٔ خضرا چو پیوندد به هم گویی که در دشت است سیمابی چو از ه…