پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شهریارنامه

از مجموعه اشعار عثمان مختاری

۰
دسته‌بندی
۱۲۳
شعر

فهرست اشعار

بخش ۱ - آغاز

کس از پاسبانان نه آگاه بود جهان‌جوی خفته به خرگاه بود نهفته به خرگه درآمد چو مار نیامد بر نامور شهریار سرش گفت بردارم از…

۱

بخش ۲ - کشته شدن نیو بدست کنازنگ گوید

زمین را بخون لعل گون ساختند تو گفتی فلک را نگون ساختند کنازنگ زوبین هندی گرفت بر نیو آمد چو دیو شکفت چنان زدش بر سینه زخ…

۲

بخش ۳ - نامه فرستادن هیتال شاه به نزد جمهور شاه در مغرب زمین گوید

یکی نامه فرمود اندر زمان به نزدیک جمهور روشن روان سخن در سرنامه آغاز کرد ز گنج معانی درش باز کرد بسیم اندر آنسیم عنبر فش…

۳

بخش ۴ - شکار رفتن ارژنگ شاه با شهریار گوید

جهان دیده دهقان چنین کرد یاد که ارژنگ روزی گه بامداد چنین گفت با نامور شهریار مرا هست امروز رای شکار سپهدار گفتا که فرما…

۴

بخش ۵ - افتادن شهریار در طلسم عنبر دز گوید

به پیش اندرون پیر و یل در قفا همی رفت مانند باد صبا چه لختی بدین کوه بنهاد گام معطر شد او را ز عنبر مشام به پیر آنزمان گ…

۵

بخش ۶ - اظهار عاشقی کردن مرجانه با شهریار گوید

سپهبد بپیچید بر خویشتن سرم گفت کز خود ببری ز تن که حاصل نگردد ز من کام تو نیاید سر من بدین دام تو تو دودی و من آتش سرکشم…

۶

بخش ۷ - کشتن عباس هامان پسر هیتال شاه را گوید

وزآن روی بشنو سخن از سپاه ز ارژنگ گردان زرین کلاه چه رفت از پی گود یل شهریار بگشتند گردان در آن مرغزار پی اسب آن نامور ی…

۷

بخش ۸ - صف آراستن دو لشکر در برابر همدیگر گوید

بشد شاد هیتال بر پیل کوس ببست و جهان شد بگرد آبنوس دلیران هندی پی کین همه بروها بکردند پرچین همه ز قطران یکی بحر آمد بجو…

۸

بخش ۹ - کشته شدن فرهنگ بدست زرفام گوید

دلاور برون راند آن فیل زود خروشان وجوشان بیامد چه دود به فرهنگ بربست راه ستیز به کف داشت از کینه ساطور تیز به فرهنگ گفتن…

۹

بخش ۱۰ - رزم لشکر ارژنگشاه با زرفام گوید

بجنبید لشکر چه دریای چین دمیدند در دم گره بر جبین خروشیدن سنج و شیپور و کوس همی گفت بر نامداران فسوس وزین روی جمهور و هی…

۱۰
۱/۱۳